عشق که بازار بتان جای اوست
سلسله بر سلسله سودای اوست

گرمیِ بازارِ خراب است عشق

آتشِ دلهای کباب است عشق

گفت به مجنون صنمی در دمشق
کای شده مستغرق دریای عشق

عشق چه و مرتبه ی عشق چیست؟

عاشق و معشوق درین پرده کیست؟

عاشق یک رنگ و حقیقت شناس

گفت که ای محو امید و هراس

نیست به جز عشق درین پرده کس

اول و آخر همه عشق است و بس

آیت خوبی ست جمال بتان

مصحف خوبی خط خال بتان

عشق نه جوهر بود و نی عرض

عشق نه وسواس بود، نی غرض

ای که به رخسار بتان مایلی

گر به حقیقت نرسی کاهلی...

جامی