...::: خرمای خوزستان من، خندیدن تو ! :::...
ای حُسنِ یوسف دکمه ی پیراهن تو
دل می شکوفد گل به گل از دامن تو
جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست
گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو
آغازِ فروردین چشمت، مشهد من
شیراز من، اردیبهشت دامن تو
هر اصفهان ابرویت نصف جهانم
خرمای خوزستان من، خندیدن تو
من جز برای تو نمی خواهم خودم را
ای از همه من های من بهتر، منِ تو
هر چیز و هر کس رو به سویی در نمازند
ای چشم های من، نمازِ دیدن تو!
حیران و سرگردانِ چشمت تا ابد باد
منظومه ی دل بر مدارِ روشن تو
قیصر امین پور
دل می شکوفد گل به گل از دامن تو
جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست
گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو
آغازِ فروردین چشمت، مشهد من
شیراز من، اردیبهشت دامن تو
هر اصفهان ابرویت نصف جهانم
خرمای خوزستان من، خندیدن تو
من جز برای تو نمی خواهم خودم را
ای از همه من های من بهتر، منِ تو
هر چیز و هر کس رو به سویی در نمازند
ای چشم های من، نمازِ دیدن تو!
حیران و سرگردانِ چشمت تا ابد باد
منظومه ی دل بر مدارِ روشن تو
قیصر امین پور
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۱۶ ساعت توسط امین جاسم پور (عطاییان)
|
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت.